جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

527

تحفة الملوك ( فارسى )

شريك نمودن خويشان و اقربايان است با خود در خيرات و منافع دنيويه : ششم مكافات است و آن مقابله نمودن احسان است به مثل آن يا زياده بر آن . هفتم حسن شركت است و آن انصاف دادن و اعتدال نمودن در معاملات و دادوستد است به نهجى كه موافق طبايع جميع عقلا و اهل معاملات باشد . هشتم حسن قضا است و آن خالى بودن مكافات و مجازات است از منّت و ندامت . نهم تودد است و آن جلب و طلب نمودن مودّت است از هم‌كفو و اهل فضل و كمال به خوش‌رويى و نيكو كلامى و به چيزهاى ديگر كه مستدعى و باعث اين معنى بود . دهم تسليم است و آن راضى شدن به فعلى است كه از جانب خداوند يا از جانب اشخاصى باشد كه اعتراض نمودن بر ايشان جايز نباشد ؛ مانند انبيا و ائمه عليهم السّلام و هركس كه به جهت كمال او امور و افعال او فى الجمله مسلّم دانسته شده باشد ، و تلقّى نمودن او را است به خوش‌وقتى و تازه‌رويى ، هرچند كه موافق طبع يا عقل او نباشد . يازدهم توكل است و آن طلب ننمودن تعجيل و تأخير و ميل ننمودن به خلاف آن‌چه واقع شده است ، از كارهايى كه متعلق به قدرت خداوند است و قدرت و حيله و رأى مخلوق را در آن مدخلى نمىباشد . دوازدهم عبادت است و آن تعظيم و تمجيد نمودن خداوند تبارك و تعالى است و اكرام نمودن مقرّبان حضرت او ؛ مانند انبيا و اوليا و ملائكه و علما و صلحا و قرآن و مسجد و كعبه و قبله و امثال اين‌ها و طريقهء طاعت و متابعت ايشان را گرفتن و انقياد و امتثال اوامر و نواهى شريعت را نمودن ، و بالجمله ، طريقهء تقوا را ، كه جامع و مكمل اين معانى است ، ملكه و شعار و دثار خود ساختن است . اين است تمام دوازده خصالى كه در تحت جنس عدالت است موافق بيان حكما . فصول نفس حكايت كند بسى ساقى * پياله‌اى بدهش گو دماغ را تر كن از اين مروحّه و خرقه نيك در تنگم * به يك كرشمهء صوفى وشم قلندر كن تحفه : [ 6 ] ، [ خصلت عفاف ] چهارم از جملهء آثار و آيات و خواص و علامات عقل ، بر وفق حديث سابق و ترتيب جداول سابقه ، عفاف است . و آن عبارت است از ملكه و فضيلت تهذيب قوهء